مهندس جون
Tuesday, February 14, 2006
اي ماه بلند تو در هوايي چه كنم من
اي شمس ضحي تو در خفايي چه كنم من
از بيم رخت چنان كه خون مي خواهد
من زرد رخم بي سر و سامان چه كنم من
posted by iron at
9:37 PM
Links to this post:
See links to this post
<$BlogBacklinkTitle$>
<$BlogBacklinkSnippet$>
posted by <$BlogBacklinkAuthor$> @ <$BlogBacklinkDateTime$>
Create a Link
<< Home
Previous Posts
بي سنگي بر لب گوري در شبي، به سياهي چشمانت قدم نها...
دل من همي داد گفتي گوايي اين شعر فرخي سيستاني رو...
شاملو دوستت داريم اين شعر زيباي شاملو رو اولين بار...
پيچ و خم و تاب ترم 2 بودم و رياضي 2 داشتيم. اين اس...
ترک شيرازي اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را ب...
چند روز پیش داشتم با دوست عزیز آقا مهدی ردایی صحبت...
رقص با زندگیچند روز پیش داشتم فیلم پدیده رو نگاه م...
دشت سرسبزي است/ پيراهنت چنان که مي خواهم در آنجا/...
آه از آن فتنه چشم و خم ابروي کمند آه از آن شوخي چ...
با سلام بعد از مدتها تنبل بازی بالاخره وبلاگم رو ...
لينکدوني
کهن سرزمين من ايران
روزگار نو
يک پنجره
عكس نو
آلپر
عروس گلم مهسا
ديد مهندسي
پرده ناتمام
روزنامه شرق
ايران داک
محمد لطيفي
*
email
Links to this post:
Create a Link
<< Home