شبانگاهان كه مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه
بدادم عقل را به توشه از ناز به شهر حيرتش كردم روانه
نگار نازنينم عشوه اي كرد كه ايمن جستم از مكر زمانه
بيا و دام بر اين كمترين نه كه عنقا را تو باشي آشيانه
به نازت نازنين نازد نمازم به محرابم اگر سازي چغانه

0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home