ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟
چند وقت پيش تعطيلي (دقيقا يكشنبه 14 خرداد) صبح كه از خواب پاشدم يهويي ياد اين شعر از اخوان افتادم. تا ظهر به چند تا از دوستان هنرمندم فرستادم و اونها هم كلي تحويل گرفتن و هيچ جوابي ندادن. جالبيش اينه كه هيچ وقت سعي نكرده بودم اين شعرو حفظ كنم، فقط يه بار دوستم آقاي نوازني اونو برام خونده بود. ولي ببين قله اين شعر چه بلنده كه بعد حدود يه سال از زير ابرهاي فراموشي بيرون مي آيد. اين چند وقته هم مخصوصا سر كار همش اين آهنگو زمزمه مي كنم. يه بار ديگه مرور كنيم "چاووشي" اخوان رو:
بسان رهنورداني كه در افسانه ها گويند
گرفته كولبار زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خيزران در مشت
گهي پر گوي و گه خاموش
در آن مهگون فضاي خلوت افشانگيشان راه مي پويند
ما هم راه خود را مي كنيم آغاز
سه ره پيداست
نوشته بر سر هر يك به سنگ اندر
حديثي كه ش نمي خواني بر آن ديگر
نخستين : راه نوش و راحت و شادي
به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادي
دوديگر : راه نيمش ننگ ، نيمش نام
اگر سر بر كني غوغا ، و گر دم در كشي آرام
سه ديگر : راه بي برگشت ، بي فرجام
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟
گرفته كولبار زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خيزران در مشت
گهي پر گوي و گه خاموش
در آن مهگون فضاي خلوت افشانگيشان راه مي پويند
ما هم راه خود را مي كنيم آغاز
سه ره پيداست
نوشته بر سر هر يك به سنگ اندر
حديثي كه ش نمي خواني بر آن ديگر
نخستين : راه نوش و راحت و شادي
به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادي
دوديگر : راه نيمش ننگ ، نيمش نام
اگر سر بر كني غوغا ، و گر دم در كشي آرام
سه ديگر : راه بي برگشت ، بي فرجام
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟
...
پي نوشت:
پارسال هم كه مي خواستم از سايپا بيام بيرون همش آهنگ "از برت دامن كشان، رفتم اي نا مهربان، از من آزرده دل، كي دگر بيني نشان؛ رفتم كه رفتم" زمزمه مي كردم.

1 Comments:
ey val damet garm hal kardim ma ro bordi be hal o havaye....
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home